مدل های تبلیغات اقناعی
مدل پیام های اقناعی چانگ و همکاران
چانگ و همکاران در سال 2015 تحقیقی را تحت عنوان پیام های اقناعی، انسجام محبوبیت و انتشار پیام در بازاریابی شبکه اجتماعی انجام دادند. آنها در این تحقیق به خصوصیات یک پیام برای داشتن قدرت مناسب به منظور قانع کردن مشتری اشاره کردند که شامل کیفیت قابل قبول، محبوبیت پست و جذابیت آن می باشد قابلیت قبول یک پست در صفحات مجازی از طریق پاسخ های تشکر و تحسین برانگیز آن روشن می شود. اگر پست ها پر از محتوای اشتباه، لینک های نادرست، موضوعات نامربوط، و تبلیغات باشد ممکن است در دیدگاه دریافت کنندگان تاثیر منفی به جای گذارد. دریافت کنندگان پیام ها به منظور تجزیه و تحلیل بهتر و قدرت تشخیص کیفیت پست ها باید از موضوع صفحات آگاهی لازم را داشته باشند. محبوبیت پست ها را می توان از شمارش میزان لایک وارد آمده بر آن و تعداد یادداشت های نوشته شده بر آن سنجید محبوبیت پست ها به طور مستقیم بر سودمندی و بطور غیر مستقیم بر نیات رفتاری برای انتخاب مسیرهای مرکزی تاثیر می گذارد (چئونگ و همکاران، 2012). چانگ و همکاران در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که تاثیرات خارجی مانند هنجارهای اجتماعی بر رفتار کاربر موثر می باشند. جذابیت پست اشاره به میزان درک دریافت کنندگان پست ها به عنوان قابل تحسین و قابل قبول دارد. دریافت کننده گان پست ها عمدتا به دو علت آنها را می خوانند: سودمندی و ترجیحات. منظور از سودمندی استخراج ادراکات کاربر از قضاوت شخصی یا حرفه ای درباره محتوا که ممکن است در مرور پست ها موجب بهبود عملکرد خودشان شوند؛ در حالی که ترجیحات شامل احساسات و منافع مطلوب می شوند. قصد لایک و قصد اشتراک نیز اشاره به اقدام به لایک یا اشتراک گذاری پست دارد (لی و ژیا، 2011).
مدل تشریح مسیر پیام های اقناعی تسائو و همکاران
تسائو در سال 2014 تحقیقی را با عنوان تشریح مسیرهای تبلیغات آنلاین اقناعی به انجام رساند. هدف اصلی او از انجام این تحقیق ارائه یک مدل برای ارزیابی تاثیرات اجزا مختلف تبلیغات اینترنتی بر قصد خرید و خطوط یک مسیر بالقوه که در حین ارسال پیام های اقناعی امکان ارسال آنها را میسر می سازد. برای تجزیه و تحلیل این تاثیرات از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. او با معرفی دو جنبه از تبلیغات اقناعی (نشانه ها و ارزش ها) مسیر نحوه هدایت مشتریان به خرید را تبیین نمود. هدف ارتباطات اقناعی کمک به تشریح روند مصرف کننده گان و توضیح پیام های اقناعی مطابق بر نگرش مثبت یا منفی آنها نسبت به کالا یا خدمت می باشد. تسائو دو مسیر مختلف را برای فرآیند روابط اقناعی مشخص کرد. مسیر مرکزی زمانی استفاده می شود که مخاطبان با استفاده از تشریح شناختی به تجزیه و تحلیل پیام تبلیغاتی می پردازند. یا به عبارت دیگر، مصرف کنندگان بر عناصر اصلی تبلیغات محصول یا خدمت تمرکز کنند که تسائو و همکاران آن را نشانه مرکزی یا محتوای پیام نامیدند. نگرش های تغییر یافته و شکل گرفته شده با این مسیر نسبتا پایدار، مقاوم در برابر تغییر و پیشی بینی رفتار در نظر گرفته می شوند (کنگ و همکاران، 2012).
بوسیله مسیر جنبی مخاطبان (که از سطح پایین تر از انگیزش و توانایی ارزیابی برخوردارند) گرچه عمیقا پیام اصلی ارتباط را درک نمی کنند اما به جای آن از یک نگرش مبتی بر عناصر متنی پیام که شامل نظرات جذاب کارشناسان، شهرت برند، شناسایی مشوقین، کشور مبدا محصول، جو و دیگر نشانه های جانبی می باشند، بهره مند هستند. افرادی که از این مسیر برای پرداش پیام های اقناعی استفاده می کنند شناخت کمتری از محصول یا خدمت در حال تبلیغ دارند و نگرش آنان بدون تفکر عمیق نسبت به پیام اقناعی شکل گرفته است. چنین نگرش هایی موقت و غیر قابل پیش بینی می باشند (وانگ و همکاران، 2009).
مدل اینستاگرام والزبک و جانسون
والزبک و جانسون در سال 2014 پایان نامه ای را با عنوان بازاریابی اینستاگرام انجام دادند. آنان با هدف دستیابی به چگونگی کارکرد بازاریابی در اینستاگرام و دسترسی به نسل چهارم دست به این تحقیق زدند. و علاوه بر آن، والزبک و جانسون با استفاده از دانش نظری به دنبال اینکه نسل چهارم چه نوع ارتباطی را از برندهای فعال در اینستاگرام ترجیح می دهد؟ چرا ترجیح می دهد؟ و چه چیزی توانایی هدایت آنها را دارد؟ بودند. بعد از بررسی ها و تجزیه و تحلیل ها به این نتیجه رسیدند که نسل چهارم خلاق و دارای یک میل منحصر بفرد می باشد. همچنین بررسی ها نشان داد که سرو صدای زیادی در محیط بازاریابی وجود دارد که در تفکر مصرف کنندگان درباره تبلیغات نامربوط و قابل صرف نظر، دخیل هستند. آنان بر این اساس نسل چهارم را در اینستاگرام به داشتن یک تقاضای برای محتوای فوق العاده لحاظ کردند (بات و ابولایش، 2013). والزبک و جانسون به این نتیجه رسیدند که برندهایی که خواهان ایستادگی در مقابل سر و صداها و دستیابی به نسل چهارم درفضای اینستاگرام هستند باید نسبت به تبلیغاتشان خلاق و انتخابی عمل کنند. انتخابی بودن به این معناست که برندها باید به ندرت محتواهای مرتبطی را ارسال کنند. و در نهایت نشان داد اگر برندها تمایل به پویا بودن در ذهن مشتریان خود هستند باید فضای تبلیغاتی شان را از اینستاگرام دور کنند و به صورت شخصی در این فضا فعالیت کنند (والزبک و جانسون، 2014).
در صورت علاقه میتوانید به این آدرس ایمیل در جهت بحث پیرامون مطالب یا شماره تلفن که در ادامه آمده است تماس بگیرید: 09190769895 دکتر بهنام علی بیگی GOMROKBEHNAM@gmail.com