نیروی انسانی در سازمان بدون شک یکی از مهم­ترین سرمایه­های سازمانی است که نقش بی­بدیلی در تقویت و بهبود کارآیی و عملکرد سازمانی دارد. در این بین، سبک­های مدیریتی نقش بسیار مهمی در این زمینه یعنی بهبود به کارگیری نیروی انسانی خواهد داشت. با توجه به گذر سازمان­ها از نیروی انسانی ساده به نیروی انسانی دانشی و افزایش توانمندی آن­ها استفاده از سبک­های مدیریتی بدون شک بر نگرش  و کارآیی نیروی انسانی بسیار تاثیرگذار است. اگر شرکت­ها نتواند از این عامل یعنی نیروی انسانی با نگرش مطلوب در سازمان بهره گیرند، بهره­وری و کارآیی نیروی انسانی به دلیل نبود سبک­های مدیریتی کاهش خواهد یافت. یکی از مهم­ترین سبک­های که می­تواند زمینه را برای بهبود کارآیی و رضایت شغلی  تقویت نماید، موضوع سبک مدیریت مشارکتی در سازمان­ها است. سبکی که از جمله دغدغه­های نیروی انسانی با توانمندی بالا است. بسیاری از نیروی انسانی به دلیل داشتن مهارت های کافی خواهان همکاری و تصمیم پیرامون موضوع­های مهم و کلیدی در رابطه با مسائل و چالش­های کاری سازمان خود هستند. نتایج پژوهش­های مختلف نشان داده است که نیروی انسانی فعال در سازمان به دلیل اینکه در سازمان در سبک­های تصمیم­گیری مداخله دارند، سعی می­کنند در اجرای تصمیم­های سازمانی نیز با دقت بیشتری انرژی بگذارند و با تعامل بالاتر زمینه را برای اجرای تصمیم­های خود در آن مشارکت داشته-اند را فراهم می­کند ، این موضوع یعنی سبک مدیریتی مشارکتی بسیار برای بهبود و تقویت عملکرد نیروی انسانی و بالطبع بهبود کارآیی حائز اهمیت است و نیروی انسانی به دلیل افزایش حس اهمیت داشتن  و مورد توجه قرار گرفتن، رضایت شغلی بالاتری خواهد داشت، بنابراین امروزه استفاده از سبک مدیریت مشارکتی به عنوان یک پیشنهاد  یا یک گزینه برای شرکت­ها و سازمان­های پیشرو تلقی نمی­شود، بلکه یک نیاز مهم برای شرکت­ها و سازمان­های است که سعی دارند در بخش خصوصی به سطح بالاتری از بازار و سهم بازار دست پیدا نمایند و برای سازمان­های دولتی سعی دارند به سطح بالاتری از اهداف و چشم­اندازهای کسب و کاری خود دست یابند.