تعاریف متعددی از روش کیفی ارائه شده است که در زیر به یکی از جامع­ترین تعاریف موجود اشاره شده‌است(محمدپور، 1392):

روش کیفی در نقطه تمرکز خود چندروشی و متضمن رهیافت­های تفسیری طبیعی­گرایانه به موضوع مورد مطالعه است. این به معنای آن است که پژوهش­گران کیفی اشیا را در محیط­های طبیعی خود مطالعه کرده و تلاش می­کنند پدیده­ها را برحسب معنایی که افراد به آن می­بخشند معنادار کرده و تفسیر نمایند. تحقیق کیفی مستلزم کاربرد و گردآوری طیفی از مواد تجربی مطالعه موردی، تجربه شخصی، درون­نگری، داستان زندگی، مصاحبه، متون چالش-برانگیز در زندگی افراد را تشریح می­­کند.

تحقیق کیفی عموماً به ­هر تحقیقی گفته می­­شود که یافته­های آن از طریق فرآیندهای آماری و با مقاصد کمی-سازی به­دست نیامده ­باشد. داده­های این نوع تحقق از طریق مصاحبه، مشاهده یا تعامل­­های شفاهی گردآوری شده و متمرکز بر معانی و تفسیرهای مشارکت­­کنندگان در آن است. این نوع تحقیق، تحقیقی است که اطلاعات خود را با ارجاع به عقاید و ارزش­ها و رفتارها در بستر اجتماعی دست­ نخورده بدست می­آورد (محمدپور، 1392).

روش پژوهش فقط ابزاری است که انتخاب آن به ماهیت مسئله پژوهش بستگی دارد (منصوریان، 1391). پژوهش کیفی معمولاً برای پدیده­هایی است که کمتر به آن پرداخته شده است و اغلب اکتشافی و استقرایی است و دارای سه جزء است(منصوریان، 1391):

ü      داده­های کیفی مانند متن کامل مصاحبه­ها؛

ü      گام­های عملی در اجرای پژوهش نظیر مفهوم­یابی و مقوله­پردازی؛

ü      گزارش تفصیلی از یافته­ها همراه با تحلیل و تفسیر نتایج.

گراندد تئوری که یک روش پژوهشی استقرایی و اکتشافی است به پژوهشگران در حوزه­های موضوعی گوناگون امکان می­دهد تا به ­جای اتکا به تئوری­های موجود، خود به تدوین تئوری اقدام کنند. این تئوری به شکل نظام­مند و براساس داده­های واقعی تدوین می­شود. این روش در مواردی کاربرد دارد که دانش ما در آن زمینه­ها محدود است (وردی نژاد، 1392). منصوریان گراندد تئوری را به ­شرح زیر تعریف می­کند "گراندد تئوری در ساده­ترین شکل ممکن عبارت است از فرآیند ساخت یک نظریه مدون از طریق گردآوری سازمان­یافته داده و تحلیل استقرایی داده­ها برای پاسخگویی بر پرسش­های نوین آن دسته از پژوهش­های کیفی که فاقد مبانی نظری کافی در زمینه موضوع مورد مطالعه هستند". استفاده از روش گراندد تئوری محقق را قادر می­سازد تا بتواند متغیرهای مستقل و وابسته را مقدر سازد، مورد شناسایی قرار دهد. گراندد تئوری به ­عنوان یک تحقیق کیفی، روی تولید و استخراج تئوری از داده­ها تاکید می­کند (قلی پور، یزدان فر، 1391).

مضامین یا الگوهای موجود در داده ها را می توان به روش استقرایی (از پایین به بالا )  و یا روش قیاسی  (از بالا به پایین)  شناسایی نمود. در این تحقیق، رویکرد کلی، همان است که در تئوری داده بنیاد صورت می گیرد؛ یعنی استفاده از رویکرد مبتنی بر داده ­ها لیکن برای غنا بخشیدن به موضوع و مفاهیم، مضامینی که در نظریات گذشته نیز در ارتباط با عنوان مورد تحقیق بوده، با بررسی جامع آنها، استخراج و در فرایند کدگذاری مورد استفاده قرار گرفت. بنابراین، رویکرد مورد استفاده در این پژوهش، روش استقرایی و با ترکیبی از رویکرد مبتنی بر تحقیقات گذشته می باشد.

در روش استقرایی، مضامین شناسایی شده، به شدت با خود داده ها مرتبط هستند(پاتون،1990). در پژوهش حاضر نيز به منظور استفاده از این روش، فرایند کدگذاری داده ها بدون تلاش جهت انطباق آن با چارچوب از قبل تهیه شده صورت گرفته است.  در روش استقرایی، تحلیل مضامین توسط داده ها انجام می شود. در روش قیاسی، مضمون بر اساس علاقه نظری یا تحلیلی محقق به یک موضوع صورت می­گیرد؛ لذا این روش، بیشتر مبتنی بر فرد تحلیل گر است.  لذا پژوهشگر، کدها را براساس تئوری مشخصی انتخاب نموده است؛ و علایم، شاخص ها و شواهدی را که با این تئوری حمایت می­شوند، شناسایی و کدگذاری نموده است. کدهای مرتبط با هر مضمون نیز با فرضیات و مؤلفه­های نظریه مورد نظر، استخراج ­شده­اند. بررسی ادبیات نظری، درک مناسبی جهت شناسایی مضامین، فراهم می­کند. کدهایی که توسط سایر پژوهشگران به کار رفته و نتایج تحقیقات آنها، کمک مستقیمی بر توسعه کدها در این روش است( بویاتسیز، 1990)

انتخاب روش استقرایی یا قیاسی، چگونگی و چرایی کدگذاری داده ها را تعیین می­کند. پژوهشگر می­تواند برای پاسخ به یک سوال تحقیقی کاملا مشخص، داده ها را کدگذاری کند (رویکرد قیاسی) و یا پاسخ به سوال را می تواند از طریق کدگذاری به دست آورد (رویکرد استقرایی) بنابراین، مضامین موجود در داده ها را می­توان بر اساس یک طیف مبتنی بر تئوری در یک طرف و رویکرد مبتنی بر داده در طرف دیگر تعیین نمود.  رویکرد مبتنی بر تحقیقات گذشته نیز در حد وسط این طیف قرار می­گیرد. در این تحقیق، بنابراين همانگونه كه ذكر گرديد رویکرد کلی، همان است که در تئوری داده بنیاد صورت می گیرد؛ یعنی استفاده از رویکرد مبتنی بر داده ها.  لیکن برای غنا بخشیدن به موضوع و مفاهیم، مضامینی که در نظریات گذشته نیز در ارتباط با عنوان مورد تحقیق بوده، با بررسی جامع آنها، استخراج و در فرایند کدگذاری مورد استفاده قرار گرفت. بنابراین، رویکرد مورد استفاده در این پژوهش، روش استقرایی و با ترکیبی از رویکرد مبتنی بر تحقیقات گذشته می باشد.

سه مرحله کدگذاری پيشنهادي استراوس و کربین (1993) برای انجام تئوری سازی داده بنیاد که در اينجا مورد استفاده قرار گرفته است عبارتند از:

  • کدگذاری باز؛
  • کدگذاری محوری؛
  • کدگذاری انتخابی.